حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

569

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

كه وصله‌هاى چرمين بر آن زده بود . سلمان فارسى نيز پشمينه بتن ميكرد ابو عبيده جراح نيز لباس از پشمينه خشن داشت . " و چون بمرور زمان ماده‌جوئى و تن‌آسائى رواج يافت بعضى مسلمانان رسم پشمينه‌پوشى را نگهداشتند و بدين وسيله اعتراض خاموش خود را بر اسرافكارى اهل زمانه اعلام داشتند و صوفى لقب يافتند و ايشان گروه محافظه‌كاران بودند . " قشيرى متوفى بسال 569 گويد : " چون بدعتها پديد آمد و فرقه‌ها پديد شد و ياران هر بدعت و پيروان هر فرقه گفتند كه زاهدان دارند ، خواص اهل سنت كه دل با خدا داشتند و دل از غفلت باز گرفته بودند عنوان صوفى گرفتند و اين نام كمى پيش از پايان قرن دوم هجرى خاص ايشان شد . " عبد الرحمن جامى شاعر معروف فارسى در نفحات الانس گويد : " نخستين كسى كه عنوان صوفى يافت ابو هاشم بود كه در كوفه زاد و بيشتر بشام بود و بسال 160 بمرد و نخستين كسى كه اصول تصروف را شرح داد ذو النون مصرى ( متوفى 256 ) بود كه شاگرد امام مالك بود . جنيد بغدادى ( متوفى 398 ) اين اصول را توضيح كرد و مرتب كرد و رواج داد و شبلى ( متوفى 334 ) از منبر مردم را بتصوف خواند و خوبتر نمونه تصوف رابعه عدويه دختر اسمعيل بود كه بصلاح و پرهيزكارى شهره شد و زنان بمجلس او بشنيدن وعظش مينشستند . شاعر فارسى در فضل رابعه بسخن ابو الطيب متنبى استشهاد مىكند كه گويد : " اگر همه زنان چون اين باشند كه ياد كرديم ، حقا كه زنان از مردان برترند كه نه مؤنث بودن نام خورشيد عيب است و نه مذكر بودن براى ماه افتخار است . " رابعه بمناجات ميگفت : " خدايا قلبى را كه ترا دوست دارد چگونه به آتش ميبرى ؟ " از مواعظ وى اينست : " اعمال خوب خويش را نهان داريد همچنانكه اعمال بد خويش را نهان ميداريد . " و از سخنان وى درباره وجد و حال و محبت خدا اينست : " ترا بدل همدم خويش كرده‌ام و تن خويش را بمصاحبان واگذاشته‌ام . تنم مونس مصاحبانست